خانه
ادبیات فانتزی

معرفی رمان تالیفی - سفر دوزخی شاهزاده دشت‌های شرقی

از این نوشته خوشتان آمد؟

معرفی رمان تالیفی  - سفر دوزخی شاهزاده دشت‌های شرقی

 

🔸معرفی اثر تالیفی

 

🔹سفر دوزخی شاهزاده دشت‌های شرقی 

اثری از بهزاد قدیمی 

🔻ژانر: رئالیسم جادویی، عاشقانه 

 

🔸ما معمولا هیچ دلخوشی از آثار گمانه‌زن ایرانی نداریم، یا تقلیدی‌ان یا خام و بی‌جان.

 اما امروز اینجام تا در دیدگاه شما تردید ایجاد کنم، 

بهزاد قدیمی نویسنده‌ای ژانرنویس و متخصص ژانر وحشت، 

با داستانی جدید که از دل افسانه‌ها  آمده است. 

و به تازگی این رمان جذاب را از نشر چترنگ چاپ کرده، به شخصه من را متقاعد کرد که ادبیات ژانری ایران با وجود این نویسندگان خیلی خوب می‌تواند شگفتی آفرین باشد، آثاری که چون جواهری می‌درخشند و جان تازه‌ای به ادبیات ایران می‌دهند. 

🔹در این مقاله فقط میخوام اثر رو معرفی کنم، بدون نقد آن، که به زودی نقدی بر این اثر نیز ارائه خواهم داد. 

 

🔸نثر و قلم شاعرانه

بنده که آثار دیگر این نویسنده خوش قلم را خوانده بودم، بسیار آشنایی داشتم با قلم ایشون، اما این داستان برایم متفاوت‌ بود، 

جملات کوتاه، شاعرانه، تماثیل اساطیری که به خوبی جای پای اساطیر مشهور همچون؛ اسب تک شاخ، ساحران، مرغ آمین، دیوها، خدایان فصل‌ها و بسیاری اساطیر دیگر، را به شکلی جذاب و قصه‌گونه بازنویسی کرده بودند. 

در نگاه اول نثر داستان کمی برایم از این قصه به آن قصه می‌پرید و گنگ شده بود، اما رفته رفته متوجه ساختار محکم این ریسمان افسانه‌وار شدم و دریافتم که قلم وزن و مبنای درستی دارد و متنی شاعرانه است که این در ادبیات ایران مخصوصا ادبیات گمانه‌زن بدیع بود، چه بخواهید چه نخواهید نثر داستان همچون کشتی شما را به دل اقیانوس افسانه‌ها می‌کشاند و شما را در امواج خیال به هیجان می‌آورد. 

روایت داستان نوعی از روایت‌های "داستان در داستان" است، در سبک رئالیسم جادویی که خوش دست و یکپارچه درآمده، کلمه بازی داستان بسیار لطیف و جذاب است، و نویسنده به خوبی توانسته با بازی با کلمات یک روایت منسجم درآورد. 

داستان مرز واقعیت و خیال را محو می‌کند،  انگار واقعیت خیال را روایت می‌کند و خیال واقعیت را، 

حقیقتا اگر بخوام نظر شخصی‌تری بدم، با روایت داستان بسیار حال کردم، هرچند عاری از مشکلات نبود ولی این نقطه ضعف نیست، همینکه توانست من را تا آخر داستان نگه دارد  خیلی خوب است. 

🔸خلاصه داستان 

داستان در مورد آذرنوش است، و شاهزاده دشت‌های شرقی عاشق و دلباخته آذرنوش، 

شاهزاده دشت‌های شرقی به مثل قهرمانی سوار بر اسب سفید، برای پیدا کردن معشوقش به دل رویاها و خطراتشان می‌زند، او با هیولاها می‌جنگد، با دیوها ستیز می‌کند، از میان جهنم‌ و بهشت می‌گذرد تا معشوقش را بیابد، و آذرنوش نیز به دنبال شاهزاده مسیر دشواری را پشت سر می‌گذارد. 

داستان سفر این دو دلداده که میان واقعیت و رویا در نوسان است، به موازات هم پیش می‌رود، آنها نشانه‌هایی مختلف از یکدیگر می‌گیرند و تعلیق داستان با این نشانه‌ها گره می‌خورد و مخاطب را وادار می‌کند داستان را دنبال کند. 

🔹داستان به طور کلی صرفا یک فانتزی عاشقانه نیست، بلکه سفری برای کاوش در اساطیر و افسانه‌هاست، 

خودشناسی در داستان حرف اول را می‌زند و داستان به مفاهیم عمیقی همچون امیدواری  ناامیدی، صبر و تلاش می‌پردازد. 

به قول منتقدان "داستان خوب، داستانی‌ است که بعد از اتمام خواندن آن، در ذهن باقی می‌ماند و همچنان احساسات و تخیل آن را در ما زنده نگه می‌دارد." 

که این رمان به خوبی از پس این نقش برآمده و همین کافیست تا بگوییم داستان خوب و قوی است. 

🔸متن پشت جلد کتاب

ما بودیم که آدم و حوا را فریفتیم تا سیب دانش را بخورند. ما وسوسه نجات بخش و نفرین ابدی شان بوده ایم ما بودیم که بر شانه های ضحاک سر کشیدیم و در زجر طلسمش لوليديم و مغز او را خورده ایم. ما بودیم که بر سر مدوسا روییدیم و قربانیانش را سنگ کردیم و بر سر بریده اش رقصیده ایم. ما دو تا زنجیر بودیم که شاهزاده ما را خورد از وقتی ما را خورد، همراهش بودیم مراقبش بودیم عذابش بودیم تا وقتی مرد. ما همیشه همراهش بودیم وقتی از پی معشوقه اش آواره شهرها و بیابان ها شد. ما همراهش بودیم وقتی از دشت آهن قراضه ها گذر می کرد وقتی به مصاف دیوان می رفت وقتی به دام اژدها می افتاد وقتی هیولای ریزان را دید وقتی به برج تاج رسید و نیز آن وقت که خوابید.

شاهزاده قصه نمرده زنده است و خواب می بیند شاید کابوس شاید بیدار است. ما رسته بودیم پس در گوش هایش خزیدیم. گرسنه بودیم، پس مغزش را خوردیم خسته بودیم پس خوابیدیم سنگ شدیم سنگین شده ایم. ما تمام قصه اش را می دانیم. اگر در پی او هستی ما را بخوان تا خوان به خوان افسانه سفر دوزخی شاهزاده دشت های شرقی را بدانی.

🔸مطلب آخر

🔹نویسنده به خوبی قادر بوده ذهن مخاطب را به بازی بگیرد و به او نشان دهد که همان اساطیر کلیشه‌ای اگر در دست قلم یک داستان‌نویس قوی باشند چقدر می‌توانند جذاب و شگفت روایت شوند. 

اگر به دنبال یک داستان فانتزی، رئالیسم جادویی، عاشقانه با روایتی شاعرانه و به یادماندنی هستید مطمئن باشید از خواندن این اثر تالیفی پشیمان نخواهید شد.

 

🔸چطور تهیه کنیم؟ 

🔹این کتاب را می‌توانید مستقیما از نشر چترنگ تهیه کنید.(روی همین لینک کلیک کنید.) 

🔹یا از فروشگاه‌های دیگر نیز امکان خرید کتاب وجود دارد.

حس شما به این مطلب؟

×

واکنش شما ثبت شد!

خوشحال می‌شویم دلیل حس‌تان را در نظرات بنویسید تا نویسنده هم بداند.

نظرات (0)

اولین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.

0

نظرات (0)

ارسال نظر جدید

هنوز نظری ثبت نشده است.

Logo
Faragoman
"

ع.م حسنی

سردبیر

Author
faragomancb.ir

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.

نتایج جستجو در اینجا نمایش داده خواهد شد...